| کد خبر: 771 |
تاریخ: 4 مرداد 87 |
ساعت ارسال: 11:46 AM |
با توجه به استفاده مکرر سلاحهای میکروبی، شیمیایی توسط رژیم صدام و
استفاده امریکا از سلاحهای حاوی اورانیوم ضعیف شده، وجود آلودگی
تعجب زیادی بر نمیانگیزد.
خوزنیوز: فراگیر شدن پدیده گرد و غبار در استان خوزستان و گسترش این پدیده به سایر استانهای غربی، جنوبی و حتی مرکزی، نگرانی های موجود را افزایش داده است.
طبق گزارش روزنامه محلی روزان از مهرماه 86 تا پایان سال، 31 مورد پدیده گرد و غبار با میانگین ماندگاری 46 ساعت در خوزستان روی داده بود در حالی که در ابتدای سال تا کنون خوزستان شاهد 22 مورد بروز پدیده گرد و غبار با میانگین ماندگاری 60 ساعت بوده است یعنی از ابتدای سال تا کنون 55 روز ( تقریبا نصف روزهای گذشته از سال جدید) مردم خوزستان درگیر این پدیده بودهاند.
از سوی دیگر مدیر مرکز فوریتهای پزشکی استان تعداد مراجعین به بیمارستانها به علت هوای آلوده را در روزهای 27 و 28 خرداد ماه 205 نفر اعلام کرده که متأسفانه دو نفر در تاریخهای فوق به علت مسمومیت تنفسی جان خود را از دست دادهاند (روزان 17 تیرماه 87). با عنایت به موارد فوق بی توجهی به این مسأله میتواند در آینده نزدیک علاوه به خطر انداختن سلامتی مردم، اکوسیستم خوزستان و بعضی از مناطق همجوار را دچار تغییرات بنیادین کند
ما با توجه با تخصص خود از زمستان گذشته پروژه ای تحقیقاتی را روی این موضوع شروع نمودیم در این نوشتار قصد داریم در کنار ارائه نتایج اولیه تحقیقات علمی خود در این زمینه، راهکارهای مناسبی در جهت کاهش وقوع این پدیده و کاهش اثرات زیانبار حاصل از آن ارائه دهیم.
آنچه در این مدت علاوه بر گرد وغبار، مردم خوزستان را آزار داده است عدم اطلاع رسانی کارشناسی شده و علمی در این زمینه می باشد. در این میان مسئولین استانی و کشوری جز توصیه مردم به استفاده از ماسک اظهار نظر خاصی راجع به عوامل ایجاد کننده این پدیده، راههای مقابله با آن و روشهای کاهش میزان خطرات ناشی از این آلودگی نکردهاند.
هرچند که با توجه به بررسیهای انجام شده نمیتواند منکر آثار زیانبار این پدیده بر سلامتی مردم و اکوسیستم منطقه شد؛ اما متأسفانه رواج شایعاتی که سعی در بزرگنمایی پیامدهای آلودگیهای فعلی دارند؛ میتواند آرامش و امنیت روانی را از مردم منطقه سلب کند و فضای ملتهبی ایجاد نماید که امکان بررسی همه جانبه این پدیده را از متخصصان و مسئولان سلب نماید. لذا تشکیل کارگروهی تخصصی زیر نظر استانداری، ستاد حوادث غیرمترقبه، سازمان هواشناسی و سازمان محیط زیست استان برای اطلاع رسانی در این زمینه کاملا ضروری به نظر می رسد.
از میان شایعاتی که در مورد این آلودگیها رواج بیشتری دارد احتمال وجود آلودگیهای شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیوی بوده است. متأسفانه نتایج بررسیهای ما روی نمونههای زیادی از گرد و غبار موجود در شهر اهواز و خاکهای نزدیک مرز ایران و عراق این امر را تأیید میکند. به عنوان مثال میزان عناصری مانند اورانیوم، توریم، آرسنیک، سرب، روی، نیکل و کبالت در این نمونهها کمی بیشتر از میزان طبیعی آن است.
نمونه های مورد آزمایش در سه بازه زمانی و با میزان حداکثر دید مختلف که رابطه مستقیم با اندازه ذرات و فاصله طی شده توسط آنها دارد؛ توسط دستگاه ICP-MS آنالیز شده اند. با توجه به استفاده مکرر سلاحهای میکروبی، شیمیایی توسط رژیم صدام و استفاده امریکا از سلاحهای حاوی اورانیوم ضعیف شده، وجود این آلودگیها تعجب زیادی بر نمیانگیزد.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت نوع خاک این گرد و غبارهاست که بیشتر از دو نوع رسی و سیلتی(کوارتزی) میباشد. خاک رسی سبکتر بوده و گرد و غبار ناشی از آن مسافت طولانیتر طی مینماید. گرد و غباری که در مناطق دور از خوزستان دیده میشود بیشتر از این نوع است. با توجه به قابلیت بالای خاک رس در جذب مواد شیمیایی آلی و معدنی و همچنین دانهبندی ریز آن خطرات این نوع خاک بسیار بیشتر از خاک سیلتی (کوارتزی) است که دانه درشتتر دارند و قابلیت جذب سطحی آنها کمتر است.
مطالعاتی که اخیرا توسط دو گروه تحقیقاتی خارجی انجام شده نشان میدهد که هر دو نوع ذرات علاوه بر پتانسیل بالا در جذب فلزات مانند آهن، مس، روی، سرب، کادمیم، نیکل، کبالت، توریم، آرسنیک و اورانیم ؛ در طول مسیر نیز میتوانند سایر آلایندههای آلی و معدنی را جذب و به نقاط دوردست منتقل نمایند. از سوی دیگر در این مطالعات وجود میزان بالایی از باکتریها و گرده گیاهان نیز گزارش شده است.
(1)هرچند میزان آلودگی میکروبی شیمیایی و هستهای در این گرد و غبارها ناچیز است اما چون استانهایی که در معرض این آلودگیها قرار دارند (خوزستان، فارس،بوشهر، لرستان و اصفهان ) تأمین کننده اصلی محصولات کشاورزی و باغی کشورند همین آلودگی ناچیز هم میتواند با ورود به چرخه غذایی خطرات بزرگی را برای سلامتی کل مردم کشور خلق کند. لذا کنترل کیفی محصولات کشاورزی در معرض آلودگی باید با جدیت خاص انجام شود.
از جمله عواملی که در بروز پدیده فوق نقش داشته است کاهش شدید میزان بارندگی در منطقه، خشک شدن قسمتهای زیادی از تالاب های مسیر جریان باد از جمله هورالعظیم، کم شدن و تغییر مسیر رودخانههای دجله و فرات که به مرور زمان تغییر اکوسیستم را در پی داشته است.
این عوامل سبب شده است هور ها که قبلاً به عنوان یک صافی گرد و غبار و عامل تثبیت شنهای روان عمل میکردند اکنون خود به تولید کننده این گرد و غبارها تبدیل شوند. به جز خشکسالی که ناشی از تغییرات آب و هوای جهانی است سایر عوامل پیامد سدسازی بر روی سرچشمه های دجله و فرات در ترکیه و سوریه و اقدامات عمرانی- کشاورزی در عراق می باشد. لذا در انجام طرحهای عمرانی چه در ایران و چه کشورهای همسایه باید به تبعات زیست محیطی آن توجه ویژه نمود و با کشورهای منطقه به مذاکره و رایزنی فعالانه پرداخت.
متأسفانه در این سالها نه تنها رایزنی مناسبی با کشورهای همسایه در این زمینه انجام نشده است بلکه اخیراً هم دولت با واگذاری 7520 هکتار از زمینهای تالاب هورالعظیم به وزارت نفت برای عملیات اکتشاف در حال کوباندن آخرین میخ بر تابوت هورالعظیم است. اجرای این مصوبه کمیسیون اقتصادی دولت مصداق ضرب المثل بر سر شاخ بودن و بن بریدن است.
در حالی از دولت محترم انتظار این بود که اگر سد کرخه آورد آب به تالاب را کاهش میدهد؛ برای حفظ این زیست بوم راهکار زیست محیطی مناسبی ارائه دهد؛ اما اکنون میبینیم که با اقدامی دیگر عملاً در حال به نابودی کشاندن هور است.
اما نکته جالب در این زمینه عدم واکنش مناسب از سوی رسانههایی است که از مرگ دلفینها دادشان به آسمان بلند میشود، از بالا رفتن رطوبت در محوطه پاسارگاد به عالم و آدم شکوه میبرند، از گذشتن جاده از تالاب انزلی مینالند و ... اما از آلودگی فزاینده هوای خوزستان و از خشک شدن هورها هیچ نمی گویند.
مطالعات ما نشان می دهد که از زمان جنگ تحمیلی دانشمندان عراقی با مطالعه دقیق شرایط آب و هوایی منطقه به ویژه جریان های باد همره با گرد و غبار که عموما مسیر آنها غربی- شرقی است سعی در استفاده از این مزیت طبیعی بر علیه رزمندگان اسلام داشته اند. پس از جنگ نیز دولت عراق برای مقابله با معارضین شیعه جنوب درزیست بوم منطقه تغییرات بزرگی ایجاد کرد که می تواند به عنوان یک عامل تاثیرگذار در زمینه بروز این پدیده مطرح باشد.
با توجه به نتایج تحقیقات انجام شده اقدامات زیر جهت کاهش پیامدهای این آلودگی ها پیشنهاد می گردد: طراحی، تولید و توزیع ماسک مناسب این گرد و غبارها. اکثر ماسکهایی که هم اکنون در بازار موجودند برای استفادههای خاص طراحی و ساخته نشدهاند لذا با توجه با دانهبندی ذرات باید نسبت به طراحی و تولید ماسکهای ویژه هر منطقه اقدام نمود.
به عنوان مثال منافذ ماسکی که درمناطق دوردست استفاده میشود باید ریزتر از ماسکی باشد که برای اهواز مناسب است. افزایش سهمیه شیر ارانه ای و توزیع شیر ارزان قیمت در استان های دارای آلودگی و توصیه مردم به نوشیدن شیر از دیگر اقداماتی است که باید در زمانهای اوج آلودگی انجام شود.
در برنامه ای کوتاه مدت برای جلوگیری از نفوذ گرد و غبار، قیرپاشی برای تثبیت شن های روان غرب خوزستان پیشنهاد می گردد. در درازمدت نیز باید طرح کمربند سبز اهواز که مدتهاست راکد مانده احیا و آنرا به سراسر غرب خوزستان تعمیم داد.
از سوی دیگر برای پایش مداوم شرایط آب و هوایی و بررسی دقیق تغییرات زیست-محیطی منطقه تاسیس مرکزی تحقیقاتی ویژه این کار کاملا ضروری به نظر می رسد هر چند مسئولین استان در حد بضاعت خویش به پژوهش های کاربردی در این زمینه اهمیت می دهند اما با توجه به تگناهای مالی در استان، به نظر می رسد معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری که رسالت اصلی آن کمک به تحقیقات کاربردی است و بودجه کلانی هم در اختیار دارد باید در این زمینه به دانشگاههای مادر استان خوزستان توجه ویژه داشته باشد.
در پایان باید گفت این پدیده نه آنچنان بی خطر است که با توصیه به استفاده از ماسک و بیرون نیامدن مردم از خانه، به راحتی از کنار آن گذشت و نه آنچنان خطرناک که برخی افراد غیر متخصص و غیرمسئول با بزرگنمایی آرامش روانی جامعه را به خطر اندازند. آثار و پیامدهای این پدیده با کار کارشناسی متخصصان مربوطه و حمایتهای مسئولین استان قابل کاستن تا حد معمول و طبیعی آن است.
امیدواریم مسئولین محترم با درایت و آیندهنگری به این مسأله توجه کنند و با صداقت با مردمی که دین خود را به اسلام و ایران ادا کردهاند؛ برخورد نمایند و اگر هم بتوانند دین خود را به مردم صبور و قانع خوزستان ادا نمایند.
|