تبليغات

اخبار ویژه
خاتمی می آید
خبر خبرگزاری دولتی فارس تکذیب شد.
معرفی کتاب
احتمال مقدماتی
دکتر رحیم چینی پرداز ، استاد گروه آمار دانشگاه
فرهنگنامه افعال متعدی به حرف جر
نویسنده: موسی بن محمد الملیانی الاحمدی
مترجم : دکتر ولی الله شجاعپوریان
نگاه دیگران
بر آستانه‌ پوپوليسم چپ
موسی غنی نژاد ، سایت خرداد
ناروشنی در سياست‌های اقتصادی
محمدصادق جنان‌صفت - سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد
نقش بازار در دولت توسعه‌گرا
داوود دانش جعفری 
 
کد خبر: 1929 تاریخ ارسال:۱۸:۱۲ سه شنبه ۲۷ اسفندماه ۱۳۸۷
اگر دولت ملی باشد با صرفه جویی و از بین بردن ریخت و پاشها از تمامی داشته ها و سرمایه های ملی حداکثر استفاده را میکند اما اگر دولت ملی نباشد دلش برای مملکت و ملت نمی سوزد و از هر شرایطی استفاده می کند تا نفع خود را ببرد.
خوزنیوز: جمعیت توسعه ی فرهنگی سیاسی استان خوزستان به مناسبت پنجاه و هشتمین سالگرد ملی شدن صنعت نفت جلسه ای را با حظور مهندس عزت الله سحابی در اهواز برگزار کرد؛ متن کامل سخنان ایشان در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم. مساله ی ملی شدن صنعت نفت در زمان خود دکتر مصدق هم موافقین و مخالفین زیادی داشت. هم از جناح چپ و هم از راستی ها. و نیز دولت های خارجی نسبت به نهضت تهمت هایی وارد می کردند، اما پس از کودتا و بازداشت مصدق و عقد قرارداد کنسرسیوم و ... گروهها نسبت به ملی شدن نفت تجدید نظر کردند مخصوصا گروههای چپ که بعد انقلاب شاهد موضع گیری های آنها و تجدیدنظرهاشان بودیم. بنابراین چناح چپ پس از کودتا دیگر منتقد جریان ملی شدن نفت نبود. ولکن جناح راست - که در هیات حاکمه هم بودند- همچنان به انتقادات و تهمتهای خود ادامه می دادند. منتها در طول زمان این انتقادها افول کرد و  دیگر این حرفها خریداری نداشت.

بعد از انقلاب بار دیگر نام مصدق و نهضت ملی در جامعه ی سیاسی آن روزگار مطرح شد. اما امروزه باز ما شاهد زنده شدن  همان انتقادات جریان های دست راستی هستیم.
یکی از انتقاداتی که می شود و جناب آقای غنی نژاد پیشگام آن هستند- که البته ایشان استاد هستند و شخصیتشان قابل احترام-  این است که ملی شدن در واقع ملی شدن نبود بلکه «دولتی شدن» بود. و دولتی شدن هم بر اساس مبانی اقتصاد نئوکلاسیک امروزه  مورد نقد جدی قرار می گیرد.

اما در پاسخ باید توجه شود که پس از سال 45 میلادی تا اواخر دهه ی هشتاد ملی شدن به معنای دولتی شدن بود. در انگلستان پس از جنگ جهانی دوم، ملی شدن از جمله در صنعت فولاد شروع شد. در فرانسه برخی از صنایع بزرگ از جمله شرکت رنو ملی شد. در آلمان و غیره هم همچنین، اما در امریکا قضیه فرق داشت. به هرحال در اروپا این روند یک جریان مرسوم بود و نقدی به آن وارد نمی آمد و البته عمدتا جریان های چپ پیشگام این روند بودند.

به دنبال آن در ایران بین دولت و انگلستان که امتیاز استخراج نفت را بر عهده داشت اختلافاتی بوجود آمد.که از سال 22 تا 29 این کشمکش مساله ی روز بود. با ملاحظه ی روزنامه های آنموقع شاهد خواهیم بود که بحث استیفای حقوق ایرانیان از نفت جنوب، در تیتر انها قرار داشت. «طلای سیاه یا بلای جان ملت» و مقالاتی از این قبیل زیاد دیده می شد. و این برداشت وجود داشت که ما در قضیه ی نفت از سه جهت سرمان کلاه رفته است.

اول تجدید قرارداد 1933 که از قرارداد دارسی هم مضر تر به حال ایرانیان بود. دوم اینکه انگلستان حتی به تعهداتی که از همین قرارداد انشاء میشد پایبند نبود. سوم اینکه در این قرارداد تحمیلی برای ایران به عنوان صاحب این منبع، حقوقی به مراتب کمتر از دیگر کشورهایی که با شرکتهای دیگر ازجمله پنج شرکت امریکایی قرارداد امضا کرده بودند، درنظر گرفته شده بود. چرا که مثلا در قراردی که میان عربستان و شرکت امریکایی منعقد شده بود، تنصیف حقوق پذیرفته شده بود. اما شرکت نفت انگلستان مبلغی را که به ایران می داد چیزی در حدود 16 درصد بود.

مضاف به اینکه شرکت نفت تنها یک کمپانی اقتصادی نبود بلکه شبیه به یک دولت بود.مداخلات سیاسی بسیار زیاد، به طوری که تمام جناح راست را در مجلس می گرداند. و دولت انگلیس از طریق این شرکت در انتصاب مقامات سیاسی از نخست وزیر تا وزرا اعماال نفوذ می کرد. همچنین در بسیاری از مناطق ایران از جمله همین ایران، عامل سری دولت بود.

به عنوان مثال در همین خوزستان اگر یک نفر می خواست نانوایی دایر کند، غیر از مقامات دولتی می بایست رضایت شرکت نفت را هم جلب می کرد. و در کل به شدت تمام مانع توسعه سرزمین خوزستان بود.
بنابراین آنچه که تحت عنوان ملی شدن صنعت نفت در ایران شکل گرفت، دو هدف را برای خود قایل بود. یکی احقاق حقوق اقتصادی ملت و دیگری قطع نفوذ سیاسی انگلستان. در واقع برخلاف کشورهای اروپایی که ملی شدن ها در آنها وجه اقتصادی  داشت، در ایران  دارای ابعاد سیاسی فرهنگی هم بود.

بنابراین قبل از اینکه بگوییم که ملی شدن به صلاح بود یا نبود، باید ببینیم آیا اصولا راه دیگری بود ؟ که البته پاسخ منفی است. طوری که در فاصله پایان جنگ جهانی تا ملی شدن نفت، مذاکرات طولانی و جدی مابین دولتهای پیاپی که در ایران شکل می گرفت با طرف انگلیسی بر سر احقاق حقوق ایران شکل گرفت که بی نتیجه ماند. و تنها موفق شدند که یک ماده به قرارداد الحاق کنند تا تنها سهم 16 درصدی ایران به 20 درصد افزایش پیدا کند بدون توجه به دیگر ابعاد.

در حالی که همان زمان شرکتهای آمریکایی در عربستان و عراق 55درصد سود میدادند راههای مذاکره بسته بود با تشکیل مجلس شانزدهم اقلیت هشت نفره در مجلس 130 نفره آنقدر تلاش کردند تا قرارداد گس - گلشاییان رد شد و اینجا بود که مساله ملی شدن نفت مطرح شد با توجه به سابقه تاریخی اختلافات سال 1310 که منجر به قرارداد سال 1312 شد نمایندگان اقلیت بر سر این مسیله کوتاه نمی آمدند با تشکیل جبهه ملی و با پیشنهاد دکتر فاطمی و با توجه به اصل 33 منشور ملل متفق که ملتها حق دارند قراردادهای خود و شرکتهای خارجی را لغو کنند اصل ملی شدن مطرح شد به دو دلیل : 1- با خلع ید از این شرکت در آمدهای اقتصادی کشور افزایش می یافت و 2- از دخالتهای همیشگی این شرکت در امور سیاسی ایران جلوگیری میشد با یک مبارزه 6 ساله یعنی از سال 24 تا اواخر سال 29 نفت در ایران ملی شد.

در انتقادی دیگر میگویند آن موقع ما صنعت نفتی بجز همین تاسیسات انگلیسی ها در جنوب ایران نداشتیم این ایراد را آنروز هم مخالفان ملی شدن می گرفتند نمایندگان و روزنامه های وابسته به حزب توده آنروز می گفتند ما باید نفت جنوب را ملی کنیم ولی دکتر مصدق می گفت باید در سراسر کشور نفت را ملی کرد چون شوروی بدنبال امتیاز نفت شمال بود و آمریکاییها هم در برخی از نقاط دیگر کشور دارای کمپانی نفتی بودند و منظور از آمدن سراسر کشوردر قانون این بود که شرکتها و کشورهای دیگر طمع گرفتن امتیازات نفتی در ایران نکنند چرا که این موضوع بر خلاف استقلال ملی و اقتصادی ما بود و ربطی به جاه طلبی و تمامیت خواهی دولت در همه حوزه ها نداشت و اینکه بخواهند به دنیای آنروز اعلان جنگ کنند اصلا مطرح نبود غنی نژاد می گوید چرا نفت را دولتی کردند و آن را به شرکتهای خصوصی نسپردند.

 در حالی که از بعد از جنگ جهانی دوم ملی کردن یک عمل عدالت طلبانه و مفید اقتصادی بود الان نئو کلاسیک دولتی کردن را رد میکند ولی ملی کردن در آن دوره راهی بجز دولتی کردن نداشت ما آن دوره بخش خصوصی قدرتمندی نداشتیم همین الان هم با گذشت 60 سال از آن دوره و با وجود پیشرفتهای فوق العاده ای که کرده ایم باز هم سرمایه دار خصوصی که بتو.اند به لحاظ مالی و فنی در بخش نفت به شکل شرکتهای بزرگ بین المللی وارد شود وجود ندارد چه برسد به آن دوره . همان دولتی کردن نفت به تعبیر آقای غنی نژاد هم مزایای فوق العده ای داشت که ذکر آن خواهد آمد . و دولتی کردن صنایع به همین معنای ملی کردن بود و. در سایر کشورهای جهان به همین شکل بود .

ایراد دیگری که می گیرند این است که اصولا ملی کردن نفت مفهومی متناقض بود چرا که ما در ان زمان نه پالایشگاهی داشتیم ونه تکنولوژی نفت که بخواهیم انرا ملی کنیم و انچه هم که برای اکتشاف و استخراج نفت وجود داشت متعلق به انگلیسها بود در جواب باید گفت اولا صنعت نفت جنوب یک صنعت بسیار پیشرفته بود و پالایشگاه آبادان در سال 29 بزرگترین پالایشگاه جهان بود و روزی 600 هزار بشکه نفت  تولید میکرد و نفت هفت منطقه کشور با یک سیستم بسیار پیچیده برای تصفیه به آبادان منتقل میشد بعلاوه یک پالایشگاه در کرمانشاه که نفت را برای مصرف داخلی تصفیه می کرد .

مدیریت و سازماندهی این سیستمها بسیار پیشرفته بود ولی بعد از ملی کردن ایرانیها بر تمام این سیستم مدیریتی تسلط پیدا کردند بطوریکه با وجود خروج 25 هزار کارشناس انگلیسی از ایران و خروج اسناد و مدارک سیستمهای فنی مهمترین بخشهای  پالایشگاه که پلنت هفت تنی و پلنت تولید روغن اتومبیل بود در عرض کمتر از سه ماه راه اندازی شد و این خبر مثل طوفان در دنیا صدا کرد و این امر بر خلاف تبلیغات انگلیسی ها بود که می گفتند ایرانی ها عرضه اداره یک دکان آهنگری هم ندارند .
ایرانیها به طور عملی به این اتهام پاسخ دادند در حالی که شرکت نفت سابق انگلیس به مهندسین ایرانی پستی بالاتر از پستهای درجه سه نمیدادند . بعدها با آمدن کنسرسیوم اعلام شد که به تاسیسات نفت هیچگونه آسیبی وارد نشده و این تاسیسات خیلی دقیق و منظم اداره شده اند.

سوال دیگر اینست که چرا از راه تغییرات مسالمت آمیز ومذاکره مساله را حل نکردند ؟ از سال 24 تا 29-30 مذاکرات بین نمایندگان ایران و شرکت برقرار بود ولی آنها نمی خواستند تغییری در قرارداد ایجاد کنند و می خواستند قرارداد را به همان شکل استعماری نگه دارند جریان ملی شدن علیرغم مخالفتهای شدید در شورای امنیت و دادگاه لاهه رای مثبت آورد .

در شورای امنیت بجز انگلیس و آمریکا که ذینفع بودند 9 عضو دیگر به نفع ایران رای دادند در دادگاه لاهه هم حتا قاضی انگلیسی به نفع ایران رای داد . پس آنهایی که امروز ایراد می گیرند که ملی شدن بر خلاف سنتها و قوانین آنروز جهان بود و همه جهان را در مقابل ما قرار داد اشتباه می کنند چرا که ملی شدن امری کاملا قانونی بود . این اصل از سوی جهان پذیرفته شد اما با منافع دو قدرت جهانی در تعارض بود و. به همین جهت دست به کودتا زدند این مساله کاملا با مساله هسته ای که امروز دولت می کوشد مثل ملی شدن نفت آنرا با سرنوشت ملت پیوند بزند متفاوت است .

در مساله هسته ای ایران نمی تواند حقانیت خود را به دنیا ثابت کند ولی در ملی شدن نفت حقانیت ما در تمام مجامع بین المللی اثبات شد بعلاوه ملی شدن درهای توسعه و خوشبختی را به روی ما باز کرد ولی در قضیه هسته ای با غنی سازی اورانیم وحتی  ساخت سلاح هسته ای خوشبختی را برای ما به ارمغان نمی آورد در حالی که دشمنان ما زرادخانه هسته ای دارند مساله نفت افق سرنوشت ملت ایران را در پی داشت ولی بحث هسته ارتباطی با سرنوشت ما ندارد و در تولید و توسعه ما نقشی ندارد.

ایراد بعدی این است که مصدق به علت عدم توفیق در فروش نفت تز اقتصاد بدون نفت را مطرح کرد.در جواب باید گفت مصدق می دانست که در کشورهای با اقتصاد تک محصولی که آن محصول هم با قراردادی به دست یک دولت خارجی باشد امکان وابستگی سیاسی بسیار بالاست به همین دلیل تز اقتصاد بدون نفت را مطرح کرد در حالی که موفق شده بود 2میلیون بشکه نفت در قبال 2 کارخانه نساجی به ایتالیایها بفروشد. افزایش چشمگیر صادرات و گسترش حوزه صادرات از فرش و خشکبار به صادرات آهن ،کاغذ باطله، گیاهان دارویی و حتی پوست انار  محصول همین تز بود در همان 5/1 سال اجرای این تز 8400 شرکت جدید در ایران تاسیس شد و شرکتهای تولیدی و استخراجی معادن در ایران رونق گرفت

پاره ای از اقتتصاددانان معتقدند سیاستهای اقتصادی مصدق باعث ایجاد فقر و تورم در جامعه شده بود و کودتای 28 مرداد ناشی از نارضایتی شدید مردم از وضعیت اقتصاد ی بود.در حالی که در 5/2 سال حکومت مصدق نرخ تورم 10 درصد بود. و قیمت مسکن و اجاره  برخلاف دوران پس از انقلاب تنزل داشت. 
شرکت نفت سابق حدود 60000 کارمند داشت و تعطیلی آن میتوانست به شدت تاثیر گذار باشد ولی مصدق نگذاشت آنها بیکار شوند و آنها را در تاسیسات نفتی به کار گرفت و علی رغم قطع 20میلیون لیره درآمد و تقبل 70میلیون تومان هزینه سالانه شرکت بودجه سال 31و 32 متوازن شد.

اگر دولت ملی باشد با صرفه جویی و از بین بردن ریخت و پاشها از تمامی داشته ها و سرمایه های ملی حداکثر استفاده را میکند اما اگر دولت ملی نباشد دلش برای مملکت و ملت نمی سوزد و از هر شرایطی استفاده می کند تا نفع خود را ببرد.
رونق یعنی استفاده از استعدادها و پتانسیل خوابیده کشور که در دوره مصدق چنین بود. پس اتهام فوق یک دورغ بزرگ است. در دوره مصدق صنایع مرتبط با نفت رشد چشمگیری داشت.

ایراد بعدی اینست که می گویند مصدق بدلیل جاه طلبی و قصد قهرمان شدن از یک دعوای اقتصادی ساده یک دعوای بین المللی سیاسی ایجاد کرد . این بی انصافی است چرا که مساله نفت از چهار سال قبل از دولت مصدق مطرح بود و این انگلیسی ها بودند که ایران را قدم به قدم بسوی درگیری و تقابل پیش بردند . سیاسی شدن  این قضیه به مصلحت ما نبود و این از طرف انگلیسی ها به ما تحمیل شد .

در هر صورت مصدق میل به قهرمان شدن نداشت و ملاک ما عملکرد انسانهاست مصدق مبارزه ای را آغاز می کند ، از جان خویش مایه میگذارد و با مدیریت خویش آن را به پیش میبرد در طول دو سال و هفت سال نخست وزیری نه تنها حقوقی نمی گیرد که حتا هزینه های دفتر نخست وزیری را هم خودش می پردازد . او هزینه سفرهای خارجی و پول وکیل ایران را از خود پرداخت میکند . کسی که بخواهد قهرمان باشد در پی بهره ی این دنیایی است که مصدق چنین نبود .     


Share
 
بحث آزاد
پر بيننده ترين مطالب

یادداشت ها و مقالات
پدیده گرد و خاک و سیاست گرد و خاک
دکتر ابراهیم حاجی دولو- دانشیار دانشکده مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز
دغدغه های مردم پس از حضور میرحسین
پروانه ولوی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز

چراآمد؟ چرا رفت؟
قاسم اميری
رودررویی " شهد وشهید " در رسانه ملی
 دکتر حسن دادخواه ، دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز
مصاحبه و گزارش
در دوره اصلاحات تندروی نداشتیم
گفتگو با احمد زید آبادی 
در جست وجوی حقيقت
گفتگو با پروفسور سید حسین نصر
شکست احمدی نژاد شکست اصولگرايان راديکال
گفتگوی روزنامه اعتماد با صادق زیبا کلام