تبليغات

اخبار ویژه
خاتمی می آید
خبر خبرگزاری دولتی فارس تکذیب شد.
معرفی کتاب
احتمال مقدماتی
دکتر رحیم چینی پرداز ، استاد گروه آمار دانشگاه
فرهنگنامه افعال متعدی به حرف جر
نویسنده: موسی بن محمد الملیانی الاحمدی
مترجم : دکتر ولی الله شجاعپوریان
نگاه دیگران
بر آستانه‌ پوپوليسم چپ
موسی غنی نژاد ، سایت خرداد
ناروشنی در سياست‌های اقتصادی
محمدصادق جنان‌صفت - سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد
نقش بازار در دولت توسعه‌گرا
داوود دانش جعفری 
 
کد خبر: 1535 تاریخ ارسال:۰۶:۱۰ پنجشنبه ۱۹ دیماه ۱۳۸۷
گفتگوی روزنامه اعتماد با صادق زیبا کلام
-آقای دکتر، پس از یک دوره اظهارات و اعلام نگرانی اصلاح طلبان درباره روند برگزاری سالم انتخابات و ارائه پیشنهاد تشکیل سازمان ملی صیانت از آرای مردم اکنون شاهد هشدار و اظهار نگرانی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مجلس خبرگان رهبری درباره دخالت در آرای مردم هستیم. به نظر جنابعالی علت این اعلام نگرانی های مستمر چیست؟
دقت کنید، در هر انتخاباتی که خود دولت یعنی متولیان و مسوولان امر یکی از طرفین «دعوا» هستند البته باید دعوا را در گیومه بگذاریم، این احتمال وجود دارد که ممکن است به هر حال تخلفاتی در جریان انتخابات صورت بگیرد به همین دلیل وقتی انتخاباتی برگزار می شود که رئیس جمهور در حقیقت خودش نامزد نیست قاعدتاً دلیلی وجود ندارد فرد نگران باشد که ممکن است آرا کم یا زیاد شود.

حداکثر احتمال چنین است که در این موارد ممکن است رئیس جمهور یا مجریان انتخابات مثلاً به یکی از نامزدها نزدیک بوده یا نهایتاً از نامزدی که به خط فکری آنان نزدیک تر است، جانبداری کنند. اما در انتخاباتی که پیش رو داریم همه قرائن و شواهد حکایت از این دارد که آقای احمدی نژاد یکی از مدعیان جدی انتخابات خواهد بود و در عین حال او خود باید انتخابات را برگزار کند و اصلی ترین متولی آن به شمار می رود.

ماجرا شبیه این است که مثلاً در یک محکمه قاضی و هیات منصفه به گونه یی در دعوایی که مطرح هست ذی نفع باشند. البته این پدیده در کشور ما بی سابقه نیست و در زمان آقای خاتمی هم مساله چنین بود. وقتی ایشان در دوره دوم نامزد شدند، رئیس قوه مجریه و رئیس دولت بودند.
آقای هاشمی رفسنجانی هم هنگامی که در سال 72 برای دوره دوم نامزد شدند خود رئیس دولت بودند ولی باید بگویم مورد آقایان هاشمی و خاتمی با مورد آقای احمدی نژاد دارای یکسری تفاوت های اساسی و بنیادین است. این تفاوت های اساسی و بنیادین هم در این است که چه در سال 72 و چه در سال 80 واقعاً رقیب جدی یا رقابت تنگاتنگ و بسیار جدی وجود نداشت.

مثلاً در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، ایشان هیچ رقیب جدی نداشتند. گویا به نظرم آقای دکتر جاسبی یا مثلاً آقای توکلی کاندیدا بودند که خب، در حقیقت این افراد بیشتر برای خالی نبودن عریضه به میدان آمده بودند و نامزد اصلی انتخابات هم شخص هاشمی رفسنجانی بود.

وضعیت خاتمی هم به گونه یی مشابه بود یعنی به رغم آنکه در سال 80 ایشان نامزد بودند و در عین حال همزمان با کاندیداتوری در انتخابات ریاست دولت را برعهده داشته و مجری انتخابات هم بودند ولی اجماع کلی روی ایشان وجود داشت و دلیلی وجود نداشت تا شائبه دخل و تصرف در آرا توسط ایشان رخ دهد.

اما در مورد آقای احمدی نژاد مساله فرق می کند زیرا همان طور که می دانیم به هر حال عدم موفقیت سیاست ها و برنامه های آقای احمدی نژاد در سه سال و اندی گذشته و احتمالاً چندین ماه باقیمانده ایشان را با مخالفت های جدی روبه رو کرده است و حالا اگر در برابر ایشان آقای خاتمی حضور داشته باشد یا حضور نداشته باشد به هر حال اصلاح طلبان در برابر احمدی نژاد یک چالش جدی هستند.

از سوی دیگر مخالفان و منتقدان احمدی نژاد در دل طیف راست یا اصولگرایان هم می توانند چالش های جدی برایش به وجود آورند. آقای قالیباف هم چنین پتانسیلی دارد و حتی ممکن است در میان اصولگرایان بار دیگر تز ائتلاف مطرح شود و گزینه هایی همچون آقای ناطق نوری یا آقای لاریجانی دوباره به صحنه بازگردند لذا این طور نیست که ما کار انتخابات را در 27 خرداد 88 تمام شده بدانیم و گویی که از الان مشخص است چه کسی پیروز میدان خواهد شد برخورد کنیم.

-ولی برخی محافل سیاسی مایوس هستند و عده یی هم معتقدند بنابر سنت ساختار سیاسی ایران همواره رئیس جمهور دو دوره متوالی بر سر کار حضور دارد و مردم هم تمایل دارند شخص رئیس جمهور بتواند در چهار سال آتی پروژه های خود را به اتمام برساند و طرح هایش را کامل کند. آیا این انتخابات واقعاً جدی است؟
بله. این پدیده طی ادوار گذشته و دو دوره انتخابات گذشته یعنی دور دوم انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی و در زمان آقای خاتمی رخ داد و من هم آن را قبول دارم ولی در هر بار یعنی چه در سال 72 و چه در سال 80 رقابت با آقای هاشمی رفسنجانی و رقابت با آقای خاتمی مساله خیلی جدی نبود اما معتقدم به دلیل عملکرد آقای احمدی نژاد و عدم موفقیت وی و کابینه اش و انتقادات بسیار جدی که نسبت به دولت نهم وجود دارد هم در میان اصلاح طلبان و هم در بین اصولگرایان فعالیت انتخاباتی وجود داشته و آنان در این رقابت فعال خواهند بود لذا گمان می کنم این بار رقابت جدی است مقصودم این است که اگر در دور دوم آقای هاشمی رفسنجانی یا خاتمی رقابت جدی نبود و شاید معلوم بود که آقای هاشمی یا خاتمی پیروز می شوند به این دلیل بود که مخالفت جدی با آنها در صحنه سیاسی کشور وجود نداشت.

مخالفان هاشمی رفسنجانی در دور دوم عمدتاً محدود به برخی عناصر چپ و حتی تا حدودی فعالان ملی و مذهبی بودند در حالی که شما نمی توانید حجم مخالفت و نارضایتی ها از آقای احمدی نژاد را با آن مقایسه کنید. همچنین در مورد دولت دوم آقای خاتمی هم اوضاع بر همین منوال بود مثلاً در دوره دوم مخالفان و منتقدان جدی آقای خاتمی را شماری از دانشجویان طیف علامه دفتر تحکیم وحدت و جنبش دانشجویی و همچنین عده یی از شخصیت ها و روشنفکران تشکیل داده و محدود بودند ولی شما اصلاً نمی توانید این موارد را با مخالفت هایی که نسبت به احمدی نژاد وجود دارد، مقایسه کنید.

بنابراین این گزاره درست است و می توان گفت در گذشته هم یک جور قانون نانوشته در جمهوری اسلامی وجود داشت که همواره رئیسان جمهور در دو دوره متوالی در قدرت حضور داشتند ولی این نکته را نباید از یاد ببریم که آیت الله خامنه یی یا آقای هاشمی رفسنجانی یا آقای خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوری خودشان مخالفان چندانی نداشتند در حالی که اکنون به دلیل سوءمدیریت و وعده های محقق نشده بسیاری از مخالفت های جدی در صحنه سیاسی ایران وجود دارد و اصلاً حجم مخالفت ها در فضای سیاسی امروز با دوران گذشته قابل مقایسه نیست.

-با توجه به این تحلیل شما و احتمال اینکه امکان انشقاق در جناح راست وجود دارد چون برخی از اصولگرایان هم از رفتار و نحوه مدیریت آقای احمدی نژاد ناراضی هستند، شما پیش بینی می کنید تا چه حد احتمال دارد این انتخابات یک شکل دوقطبی پیدا کند؟ احتمال آرایش چندقطبی را چگونه می بینید؟
پاسخ به پرسش شما یک مقدار زیادی بستگی به تصمیم آقای خاتمی دارد. اگر آقای خاتمی ظرف هفته های آینده نامزدی خود را اعلام کند و رسماً و عملاً وارد عرصه رقابت شود به گمان من آن وقت رقابت دوقطبی خواهد شد یعنی یک نامزد اصلی آقای خاتمی است و در برابرش آقای احمدی نژاد قرار خواهد گرفت.
 
اتفاقاً بنده معتقدم جناح راست یا طرفداران آقای احمدی نژاد خیلی مایلند آقای خاتمی اعلام نامزدی کرده و وارد گود شود زیرا در صورت ورود خاتمی هیچ کس از درون جبهه اصولگرایی در مقابل احمدی نژاد نخواهد ایستاد. یعنی ورود خاتمی و حضور در صحنه رقابت های انتخاباتی آتی باعث خواهد شد همه اصولگرایان و همه تشکیلات جناح راست پشت سر آقای احمدی نژاد بسیج شده و متحد شوند زیرا می خواهند از پیروزی اصلاح طلبان جلوگیری کنند.
 
اگر خاتمی از این کار پرهیز کند و وارد نشود و فرض کنید که در این جناح یک یا دو نامزد اصلاح طلب به میدان بیایند مثلاً آقای کروبی یا آقای دکتر محمدرضا عارف بیایند در آن صورت سایر نامزدهای اصولگرا هم می توانند وارد میدان شوند زیرا دیگر خطر خاتمی وجود ندارد. ولی یقیناً در صورت حضور خاتمی در انتخابات دیگر کسی از میان اصولگرایان حاضر نیست یا به تعبیر دیگر به خودش اجازه نمی دهد احمدی نژاد را در برابر چالش قرار دهد زیرا اگر خاتمی در میدان حاضر باشد و به صورت همزمان نامزد دیگری در کنار احمدی نژاد در طیف اصولگرایان بایستد به معنای آن است که این فرد می خواهد یک جوری از پشت به جناح مطبوع خویش خنجر بزند.

بنابراین شخصاً معتقدم اگر خاتمی پا به عرصه رقابت بگذارد انتخابات دوقطبی خواهد شد و در غیر این صورت ممکن است دارای یک انتخابات چندقطبی باشیم و قطب های جدید بروز کند و شاهد باشیم که نامزدهای دیگری به غیر از آقای احمدی نژاد در میان اصولگرایان ظاهر شوند.

-آقای دکتر اجازه دهید به سراغ بحث رفتار مجریان و مسوولان انتخابات برویم. تجربه برگزاری چند انتخابات از سوی دولت نهم و از سوی دیگر حضور احمدی نژاد در این دوره از انتخابات که به هر حال متولیان و مجریان انتخابات هم بخشی از تیم اجرایی وی هستند، باعث برخی نگرانی ها می شود. پرسش اینجاست که تاکنون چه رفتارها یا برخوردهایی از سوی برگزارکنندگان انتخابات در دولت نهم مشاهده شده است که یکی از مسوولان عالی رتبه نظام نسبت به دخالت در آرای مردم هشدار می دهد؟
به نظر من در خصوص اظهارات اخیر و نگرانی آقای هاشمی دو نکته را می توان مطرح کرد؛ نخست اینکه قبلاً هم چنین اظهاراتی و این اعلام نگرانی از سوی ایشان سابقه داشته است. اگر به خاطر داشته باشیم در جریان انتخابات سال 76 ایشان در یکی از خطبه های نماز جمعه که حدود سه هفته قبل از برگزاری انتخابات ایراد شد تعدادی اظهار نگرانی کردند و هشدار دادند مبادا در آرای مردم و انتخابات دخل و تصرف صورت بگیرد.
 
البته همان زمان هم فعالان جناح راست مکدر و ناراحت شدند و به ایشان جواب دادند چرا شما قصاص قبل از جنایت می کنید و چرا این گونه مسائل را طرح می کنید. نکته دیگر هم همان طور که عرض کردم، برای جناح راست و فعالان اصولگرا مساله پیروزی و برد آقای احمدی نژاد در انتخابات یک مساله سرنوشت ساز است و از نظر سیاسی این مساله می تواند به مساله مرگ و زندگی تبدیل شود و چون عملکرد آقای احمدی نژاد یک بعد مساله است و شعارها و امواج سیاسی که وی و دولتش به وجود آورده اند هم بعد دیگر ماجراست.

در حقیقت اگر آقای احمدی نژاد در این انتخابات شکست بخورد می توان گفت این شکست به نوعی نتیجه آرمان ها و ایده آل ها و جهان بینی های جریان رادیکال اصولگرا در ایران به شمار می رود زیرا جریان رادیکال اصولگرایان معتقد به رویارویی با امریکا و رویارویی با غرب و مبارزه با اسرائیل هستند و همان طور که ظرف سه سال و اندی گذشته شاهد بودیم در سیاست خارجی دشمنان ایران به شدت گسترده تر و متکثر تر شدند و مخالفت با ایران افزایش یافته است و در حال حاضر هم می بینیم به غیر از چند کشور در امریکای لاتین و چند کشور در اطراف و اکناف جهان عملاً سیاست خارجی اصولگرایان باعث اجماع علیه ایران و انزوای ایران شده است مثلاً اگر در گذشته تنها امریکا یا حداکثر چند کشور اروپایی با ایران مخالفت می کردند امروز به خاطر رویکرد اصولگرایان در عرصه سیاست خارجی هم امریکا و هم اتحادیه اروپا و هم اغلب کشورهای همسایه علیه ایران موضع گیری می کنند.
 
این مسائل را باید در کنار سایر حرف ها و مواضع سیاسی و اقتصادی بگذاریم که آقای احمدی نژاد در عرصه داخلی مطرح می کردند بنابراین شکست احمدی نژاد در انتخابات خردادماه سال آینده یک شکست معمولی نیست. این شکست را نمی توان یک شکست ساده تلقی کرد یا گفت این شکست به علت ناکامی در برنامه ها و عدم تحقق وعده هاست و مردم در این صورت به نامزد دیگری رای دادند بلکه در حقیقت شکست او شکست جهان بینی و ایدئولوژی اصولگرایان تندرو و رادیکال ایران است؛ سیاست هایی که تاکنون به صورت همه جانبه به آنها پایبند بوده و به خاطر اینکه چنین شکستی رخ ندهد یا جلوی آن را بگیرند و اصولگرایان تندرو یا رادیکال های جناح اصولگرا در صحنه سیاست کنار نروند ممکن است برخی از اصولگرایان رادیکال احساس وظیفه یا احساس تکلیف شرعی داشته باشند و به دلایل گوناگونی سعی کنند به هر قیمتی در انتخابات برنده شده و اجازه ندهند رقیب آقای احمدی نژاد پیروز شود.

-به هرحال هشدارهای آقای هاشمی رفسنجانی مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. به نظر شما چنین هشدارهایی چه تاثیری در فرآیند برگزاری انتخابات آتی خواهد داشت؟ آیا این موضع گیری ها اثربخش است؟
اگر هشدارهای آقای هاشمی رفسنجانی هم به نتیجه ملموس و معین نرسد یا دستاورد معینی نداشته باشد یا اینکه اصلاً چیزی را تغییر ندهد دست کم می تواند از نظر تاریخی، از نظر شرعی، از نظر انجام وظیفه و انجام تکلیف موثر باشد زیرا حداقل آقای هاشمی رفسنجانی می تواند بگوید من آنچه را که به خیر و صلاح مملکت، نظام، کشور و انقلاب می دانستم گفتم حالا سایر آقایان، علما و مراجع و رهبران سیاسی هم اگر نخواستند و پشتیبانی نکردند یا تعلل کردند به خودشان مربوط است ولی من یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی آنچه را که به خیر و صلاح نظام جمهوری اسلامی می دیدم بیان کردم و پای حرفم هم ایستاده ام.

-در اینجا سایر بزرگان و فعالان سیاسی چه وظیفه یی دارند؟
سایرین هم باید به این مساله توجه کافی داشته باشند و از منظر هاشمی رفسنجانی به مساله دقت کنند.

-سوال آخرم آقای زیباکلام باز هم همان پرسش تکراری خدمت یا خیانت مطرح است یعنی کلیت نظام و اساس جمهوریت و اسلامیت مهم است یا پیروزی یک کاندیدا از یک جناح سیاسی. به نظر شما یک فرد اصولگرا در ارزیابی دو گزینه پیروزی یا شکست آقای احمدی نژاد می تواند بهای سنگینی را در نظر بگیرد و بازی دموکراسی را برای همیشه ویران کند؟
به نظرم باید مساله را این گونه نگاه کرد که اگر آقای احمدی نژاد برنده شود و اگر تمام تلاش های خود را به کار ببندیم و سعی کنیم ایشان در انتخابات خردادماه آتی پیروز شوند باید قیمت آن را هم مد نظر داشته باشیم.

سوال من این است که حامیان و طرفداران احمدی نژاد در خلوت خود می توانند نظرات کارشناسی موجود یا گزارش های عده بسیار زیادی از نخبگان و کارشناسان مسائل گوناگون که اتفاقاً اصلاً سیاسی نبوده یا از همکاران و همفکران جناح راست هستند را نادیده بگیرند. واقعاً تکلیف عملکرد ایشان چه می شود؟ وضعیت کشور و بحران مدیریت و سوءرفتار در اجرای برنامه ها چه می شود؟ سوال دیگر اینکه این پیروزی را به چه بها و قیمتی می خواهیم؟ آیا این پیروزی به راستی به خیر و صلاح بلندمدت نظام و انقلاب است یا خیر؟ به اعتقاد من این پرسش مهم ترین سوالی است که باید سران اردوگاه اصولگرایی در خلوت خویش به آن پاسخ دهند.



Share

نظرات:

سید محمد رضا سادات اصل : خاتمی قدرت گرفت

نیما : من شخصاً به آقای دکتر احمدی نژاد، دکترای مدیریت شهری و ترافیک رای میدم به دلیل مظلومیت ایشان در موارد زیر: 1- مظلومیت آقای دکتر احمدی نژاد در اتهاماتی که به وزیر پیشنهادی ایشان سردار صادق محصولی توسط تنی چند از مجلسیان مبنی بر 800 میلیارد تومان ثروت این سردار زده شد حال آنکه خود سردار صادق محصولی در صحن علنی مجلس دفاعیات شجاعانه ای از خود ایراد نمود و ضمن رد تهمت های دشمنان اعلام نمود مجموع دارایی ایشان "فقط" 180 میلیارد تومان می باشد! 2- مظلومیت آقای دکتر احمدی نژاد در زمینه ی مدرک دکترای آقای دکتر کردان که توطئه ی ظالمانه ی استکبار جهانی و در راس آن روباه پیر استعمار بود. 3- مظلومیت آقای دکتر احمدی نژاد در افزایش مظلومانه ی تورم به بالای 26% طبق اعلام بانک مرکزی. 4- مظلومیت دکتر احمدی نژاد در به کار گیری برادر، باجناق، خواهر زاده و سایر اقوام و آشنایان در پست های حساس دولتی. (برادر ایشان استاندار و رئیس ستاد بازرسی ریاست جمهوری، با جناق فرمانده نیروی انتظامی، خواهر زاده مدیر عامل سایپا، پدر عروس رئیس میراث فرهنگی و الی ماشاءالله!) 5- مظلومیت ایشان در نامه ی مظلومانه ی تبریک به رئیس جمهور آمریکا که اگر این حرکت مظلومانه از خاتمی سر می زد مطمئناً حرکتی ظالمانه می بود و باید ایشان را جر می دادیم و تظاهرات مظلومانه بر علیه این عنصر خودفروخته و جاسوس توسط برادران بله-قربان گو و همیشه در صحنه ی بسیجی انجام می گرفت! 6- مظلومیت ایشان در قضیه افشای مفسدین اقتصادی که آخر سر ما که نفهمیدیم با چه مظلومیتی دکتر احمدی نژاد حتی یک مفسد را معرفی ننمود و فقط یک سری رئیس های سابق را برداشتند و با مظلومیت تمام اقوام و دوستان خود را گذاشتند. 7- مظلومیت ایشان در کمرنگ بودن هاله ی نور دور سرشان در مجمع عمومی که آنقدر کمرنگ بود که متاسفانه بهانه ای شد به دست دشمنان تا از فردای گفتگوی ایشان با آیت الله مکارم بروند و بگویند ایشان هذیان گفته. همین یک نکته بنده را به یاد دشت کربلا می اندازد. 8- مظلومیت ایشان در دوره ی استادی دانشگاه علم و صنعت که مجبود بودند همزمان استانداری اردبیل را هم بر عهده بگیرند. 9- مظلومیت ایشان در قضیه دختر 16 ساله که با کمک برادرش قطعاتی از بازار خریده بود و انرژی هسته ای تولید کرده بود و بعداً دشمنان این دختر را معلوم نیست چطور سر به نیست کردند تا حقانیت دکتر مظلوم ما روشن نشود و همه فکر کنند که ایشان خالی بسته بودند. 10- مظلومیت ایشان در گفته های مشایی که گفته بود ملت ما دوست ملت اسرائیل است و ایشان هم که قبلاً بر همین نکته با آرزوی محو اسرائیل صحه گذاشته بودند در تایید گفته های مشایی مظلومانه گفتند «حرف مشایی حرف دولت است» و بعداً خیلی مظلومانه از طرف رهبر انقلاب تو دهنی خوردند و ایشان فرمودند: "یک کسی حرف هایی زده که غلط است" (نقل به مضمون!)

محمد : به نام خدا با سلام تقریبا بيشتر نعمت های خدادادی در جنوب است منابع عظیم نفت و گاز، دسترسی به آبهای آزاد، بزرگترین رودخانه ها وبیشترین تولیدات انرژی برق آبی، بیشترین تولید محصولات کشاورزی و دامپروري، خط و شعر و زبان، بیشترین آثارباستانی و قرار گرفتن قويترين سلسله هاي ايران در جنوب از شهر سوخته زابل تا سيراف در بوشهر و تمدن عيلاميان در ايلام و خوزستان قبل از ورود آرياييان، و هخامنشيان و ساسانيان در فارس و خوزستان در عهد باستان و سلسله زنديه در عهد معاصر حتی دو سلسله مادها و پارتیان كه در شمال ايران بودند بعد از مدتی با مشکل مواجه شده اند و از درون کشور سلسله های دیگری که هخامنشیان به جای مادها و ساسانیان به جای اشکانیان در جنوب آمده اند اما این دو سلسله جنوبي از درون مانند سلسله های قبل از خود مشکلی نداشته اند و به مراتب قویترین و وسیعتر بوده اند و آثارشان بیشتر به جا مانده و توسط حکومت های خارجی یعنی اسکندر و اعراب منقرض شدند نه از طریق جنبشی در درون ایران که این خود نشان دهنده نداشتن مشکلات داخلي مانند سلسله های شمالی می باشد و بعد از ساسانيان به مرور زمان آن ابهت و امپراطوري جهاني ايرانيان كم كم رو به افول رفت و اوج اين عقب ماندگي بعد از سلسله زنديه كه حكومت قاجاريه سر كار آمد و پايتخت را به شمال منتقل كرد بوجود آمد و روز به روز به مشكلات افزوده مي شود. برداشت 4/210/000بشکه نفت در روز معادل حدود 150 ميليارد دلار و صادرات 2/500/000 بشكه ايي آن معادل 70 تا 90 ميليارد دلار در سال. بيش از 50 درصد صادرات غير نفتي، ميعانات گازي و پتروشيمي مي باشد، مصرف 3 تا 17 برابری انرژی در ایران نسبت به جهان و غیره... كه همگي از جنوب تامين مي شود. اما بیشتر درآمد کشور در مناطق مرکزی و کویری ونیمه کویری سرمایه گذاری میشود وافزایش نقدینگی و تورم حاصل از آن دامن همه مناطق مخصوصا مناطق محروم را میگیرد و دولت به عنوان بزرگترین سرمایه گذار عامل اصلی بوجود آمدن فاصله طبقاتی در کشور و تقویت کننده افکار تجزیه طلبانه است که در آینده ممکن خداي نكرده است گریبانگیر کشور شود، مشكلي كه كشورهاي بسياري با پيشرفت تكنولوژي و افزایش فاصله طبقاتی با آن مواجه شدند مانند کشورهای اروپایی یا روسیه و غیره. هم اینک اکثر پایتخت ها و همچنین شهرهای پرجمعیت جهان كه به آبهاي آزاد دسترسي دارند نزدیک به سواحل میباشند و تاسال 2025 طبق نظريه يكي از كارشناسان خارجي سه چهارم جمعیت جهان در کنار سواحل زندگی خواهند کرد و بیش از 90 درصد از تجارت بین المللی به دليل افزايش هزينه هاي سوخت و كم هزينه بودن تجارت دريايي ازطریق آبهای آزاد انجام خواهد گرفت و هم اينك نیزحدود 90 درصد تجارت بين المللي از طريق درياست عصر حاضر عصر پیشرفت کشورهایی است که شهرهای پرجمعیت و صنایع شان نزدیک به سواحل است و هم اینک بیشترین رشد اقتصادی در جهان به این کشورها تعلق دارد مانند کشورهای شرق آسیا و هند و برزیل و آرژانتین که به سرعت در حال رساندن خود به کشورهای توسعه یافته هستند و با توجه به نظریه یکی از اقتصاددانان خارجی یکی از پنج فاکتوری که می تواند باعث جهش اقتصادی کشورها شود دسترسی به آبهای آزاد است و کشورهایی که به آبهای آزاد دسترسی ندارند با مشکلاتی روبرو هستند البته ایران با داشتن آبهای آزاد بدلیل دوری شهرهای پرجمعیت و صنایع از آبهای آزاد نمی تواند به خوبی از آن استفاده کند و حتی با این وضع به هزینه های کشور نیز در زمینه واردات و صادرات افزوده می شود. علت هزینه های زیاد در ایران دوری شهرهای پرجمعیت و صنايع ایران از آبهای آزاد است، تهران با15درصد جمعيت ایران و بعد ازآن شهرهای مشهد، اصفهان و تبریز پرجمعيت ترين شهرهاي ايران مي باشند و شمال ایران نیز از نظر چگالی جمعیتی جزء متراکم ترین مناطق ایران است. علت مصرف بیش از اندازه انرژی در حمل و نقل واردات دوری شهرهای پرجمعیت ایران از آبهای آزاد است هفت میلیون تن واردات گندم در سال جاری که اگر این مقدار را به ظرفیت کامیون ها (5تن یا 10 تن يا غيره) تقسیم کنیم تعداد کامیونی که برای حمل این محصول باید بکار گرفته شود بدست می آید و اگر مقدار آنرا ضرب در مقدار مصرف سوخت هر کامیون کنیم مقدار مصرف سوخت براي حمل اين محصول بدست می آید كه رقم سرسام آوري خواهد شد که بیشتر این محصول تا شهرهای پرجمعیت ایران و شهرهای مرکزی ایران که از نظر تولید بسیاری از آنها ضعیف هستند بايد حمل شود و حدود چند درصد هم میزان تلفات خود گندم حین حمل و نقل می باشد و همچنين مشكلات ديگر. این فقط هزینه های یک قلم کالا می باشد حال این روش را برای کل محصولات وارداتی(50 میلیارد دلار واردات غير نفتي سالانه و 10 میلیارد دلار صادرات غير نفتي) حساب کنیم مشاهده می شود که هزینه ها سر به فلک می کشد و يكي از مهمترین عوامل مصرف بیش از اندازه انرژی و سوخت همین موضوع می باشد بندر شهیدرجایی طبق آمار اعلام شده در سال گذشته پذیرای 1/200/000 کامیون بوده که امسال صد در صد افزایش چشمگیری داشته است حال اگر هزینه های حمل کالا تا شهرهای بزرگ و پایتخت ایران را حساب كنيم مقدار زیادی هزینه به کشورتحمیل کرده وباعث فقیر شدن ایرانیان می شود حتی گندم وارداتی از روسیه از طریق خلیج فارس انجام گرفت. با چنين وضعيتي هر چه ارتباط ما با ديگر كشورها كمتر شود بهتر خواهد بود و هزينه هاي كمتري به كشور تحميل خواهد شد كالاهاي وارداتي با يارانه دولت با قيمتي پايين بدست مصرف كننده ها مي رسد و به توليدات و صنايع داخلي ضربه مي زند بنابراين واقعي كردن قيمت سوخت از جهت هايي نيز به نفع توليدكنندگان داخلي خواهد بود و كاهش رقابت كالاهاي وارداتي را در برابر آنها خواهد داشت، همچنين در مورد صادرات يا ترانزيت كالا نيز ممكن است ميزان درآمد خالصي كه نصيب كشور مي شود كمتر از ميزان هزينه اي باشد كه به كشورد تحميل مي شود ولي چون دولت 80 تا 90 درصد برروي سوخت يارانه مي دهد بخشي از آن به جيب صادر كننده مي رود و فكر مي كند كه سود به كشور رسانده است در صورتي كه هم كشور را از آن محصول محروم كرده و هم ممكن است در مجموع ميزان هزينه ايي كه كشور و دولت پرداخت كرده است بيشتر از ميزان درآمد خالصي خواهد باشد كه حاصل شده بنابراين تا قيمت سوخت اصلاح نشود نمي توان گفت كه 10 ميليارد دلار صادرات غير نفتي كه با پرداخت 90 ميليارد دلار يارانه دولت در بخش انرژي بدست آمده سودآور بوده است. در صورت استفاده از شبکه ریلی هم که گفته می شود درست است مصرف سوخت را درصدی پایین می آورد اما خود قطار نیز برای حرکت نیاز به مصرف سوخت دارد و خود شبکه ریل و واگن ها نیز برای تهیه و نصب و همچنین تعمیر و نگهداری سالانه مقادیر زیادی هزینه در برخواهد داشت وکشورهایی که از شبکه ریلی استفاده می کنند مقدار زیادی بدلیل نداشتن نفت و آسفالت است . ما همیشه می خواهیم از پله آخر به اول شروع به ساخت بکنیم و اول سقف را بزنیم و سپس پایه ها را، اگر قرار است جاده،راه آهن و پل و دیگر سرمایه گذاری ها را انجام دهیم اول باید در جنوب اینکار انجام بگیرد و سپس به سمت شمال حرکت کنیم ما ثروتمندترين كشورهاي جهان يعني كشورهاي حوزه خليج فارس را رها كرده و مي خواهيم راه آهن ايران-تركمنستان-قزاقستان را اجرا كنيم اگر چه مزيت هايي دارد اما در مقايسه با اجراي راه آهن ايران-بصره- كويت-عربستان-امارات-قطر-عمان قابل مقايسه نيست و فرصت هاي استثنايي در زمينه جذب توريست از كشورهاي عربي و همچنين صادرات به اين كشورها در اختيار ايران قرار خواهد داد كشورهاي حوزه خليج فارس جزو ثروتمندترين مردم جهان هستند و از نظر فرهنگي نيز به هم نزديك مي باشيم ما بايد خود را به مكان هايي كه جزو اماكن مقدس اسلامي هستند نزديكتر كنيم. همچنین قرار گرفتن بسیاری از شهرهاي ايران در مناطق کویری و نیمه کویری که زمستان سرد و تابستان گرم دارند باعث افزایش مصرف انرژی در تابستان و زمستان برای رساندن دما به اندازه مطلوب می شوند دوری شهرهای مصرف کننده از مناطقی که محصولات کشاورزی تولید می کنند نیز خود باعث مصرف بیشتر سوخت و تلفات خود محصولات حین حمل و نقل خواهد شد. علت کاهش رقابت تولیدات و صادرات ایران نیز دوری صنایع ازدریاست که هزینه های حمل ونقل و دستمزد راننده و استهلاکی خودرو و آلودگی و آمار بالاي تصادفات و كشته هاي جاده اي و غیره جهت حمل مواد اوليه به كارخانه و سپس صادرات توليدات آن به قیمت تمام شده کالا اضافه شده و کاهش رقابت تولیدات و فروش محصولات تولیدی ایران در بازارهای جهانی را در بر خواهد داشت. دولت با تمام تلاش و كوششي كه انجام مي دهد و مسئولان تمام وقت و زندگي خود را براي كشور گذاشته اند كه هر كس اين موضوع را انكار كند واقعا بي انصافي كرده مشاهده مي شود كه كشور در توليدات هاي تك (high tech ) و پزشكي پيشرفت هاي خارق العاده اي كرده ايم اما در توليد محصولات خانگي و مصرفي رشدمان در مقايسه با كشورهاي ديگر ضعيف هستيم و توفيق چنداني حاصل نكرده ايم. با شرايط بوجود آمده دولت قدرت اوليه خود را از دست داده است و در زمينه هاي مانند اجراي ماليات بر ارزش افزوده يا اجراي طرح تحول اقتصادي كه قرار بود از نيمه دوم امسال اجرا شود موفقيتي حاصل نشد فقط در حد آمارگيري و راستي آزمايي و خوشه بندي اين كار انجام گرفت و بعيد به نظر مي رسد كه به مرحله درو و برداشت محصول برسيم مخصوصا كه سد هفت خان مجلس نيز جلو دولت قرار گرفته و مدام با مطرح كردن استيضاح وزيران به دولت فشار مي آورد و با اكثر طرح هاي دولت مخالفت مي كند. علت مخالفت رئيس مجلس با طرح كاهش يارانه ها نيز بدليل اين است كه بيشترين مصرف انرژي چه در بخش خانگي و چه در بخش حمل و نقل، مناطق سردسير و مناطق شمالي كه دور از آب هاي آزاد هستند مي باشد و بنابراين بيشترين ميزان يارانه ها به خودشان تعلق مي گيرد مناطق جنوبي برخي مناطق يا گاز ندارند و هر كدام هم كه دارند ميزان دماي هوا به گونه ايي نيست كه به اندازه مناطق شمالي مصرف كنند همچنين براي صادرات و واردات نيز مسافت اين مناطق تا آبهاي آزاد به اندازه مناطق شمالي نيست و بنابراين مصرف سوخت خودروها نيز در اين مناطق كمتر است. اصلا حكومت هاي شمالي بقاء شان در عقب نگه داشتن مردم و كشور مي باشد. و برنامه ريزي و سرمايه گذاري توسط حكومت هاي شمالي بدليل نداشتن برخي پتانسيل ها و مشكلاتي كه ذكر شد به گونه اي است كه به طور اتوماتيك و خودبخود مانع رشد و توسعه كشور مي شود. البته هر چه ديرتر اين طرح اجرا شود كشور همچنان با سرعتي مضاعف به مصرف انرژي خود ادامه خواهد داد و منابع ايران زودتر تمام خواهد شد كه بنا به گفته يكي از مسئولان با وضع كنوني ايران تا ده سال ديگر وارد كننده نفت خام خواهد شد و بيشترين و اولين مناطقي كه با مشكل مواجه خواهند شد همان مناطق شمالي و سردسير خواهد بود حال ممكن است تا چند سال ديگر بتوانيم به اين روش زندگي كنيم اما اگر در اين مدت باقيمانده اصلاحات صورت نگيرد در آينده اي نه چندان دور خودشان سريعا با مشكلاتي بدتر كه داشتن سوخت با قيمت استاندارد بهتر است نداشتن و وارد كردن با قيمت مضاعف خواهد بود و اولين كساني كه با مشكل روبرو خواهند شد خودشان خواهند بود البته بقيه مناطق نيز بايد به پاي آنها بسوزند . در گذشته كشورهاي خارجي ما را غارت مي كردند حال خودمان بدست خودمان منابع كشورمان را با سرعتي هر چه تمام تر در حال سوزاندن و به هدر دادن هستيم. ما اين همه در انقلاب و جنگ مشكلات داشتيم و اينقدر كشته داديم و هزينه كرديم آيا انجام اين كار سخت تر و بزرگتر از آنها مي باشد كساني كه با اين طرح مخالف هستند يا كساني هستند كه از اول با انقلاب مخالف بودند كه هميشه با همه چيز مخالف بودند و يا كساني هستند كه خودباخته و ضعيف النفس مي باشند، اگر كسي به اندازه كافي جرات و پتانسيل كارهاي بزرگ و اصلاحات را ندارد قدرت را به كسي بدهد كه از پتانسيل كافي براي اجراي قوانين و پيشرفت كشور برخوردار است. تا كي كشور بايد توسط حكومت هاي شمالي كه برخي از آنها هم ممكن است بي كفايت نباشند اما بدليل برخي مشكلاتي كه ذكر شد عقب بماند و مردم با مشكلات دست و پنجه نرم كنند، بسياري از كشورها مانند چين در يك برنامه اصلاحي ده ساله 210 ميليون شغل براي 240 ميليون بيكاري كه داشت ايجاد كرد بسياري ديگر از كشورها در فاصله كوتاهي از جهان سومي خارج شده يا در حال خارج شدن هستند مانند كشورهاي شرق آسيا و هند و برزيل و آرژانتين. ( تاريخ معلم انسان ها است ) تاريخ مجددا تكرار خواهد شد چه موارد مثبت و چه موارد منفي آن. دولت گندم كشاورزان را 280 تومان خريداري مي كند در حاليكه قيمت جهاني آن حدود 400 تا 500 تومان است و گندم طبق برخي اخبار به كشورهاي مجاور قاچاق مي شود و دولت بايد همان گندم را با همان قيمت يا بالاتر مجددا وارد كند، آيا اين ضربه به خودكفايي در توليد گندم نيست. چرا دولت چاي و برنج را ارزان خريداري نمي كند. اگر اينطور است دولت برنج،چاي،خاويار،پسته و زعفران هم به صورت يارانه اي در اختيار مردم قرار دهد. با واقعي نكردن قيمت ها فاصله طبقاتي و قاچاق سوخت و كالا همچنان ادامه خواهد داشت و افراد محدودي از يارانه هاي مردم به ثروت هاي كلان دست خواهند يافت. دولت به كارمندان خود در مناطق گرم و آلوده نفت خيز اضافه حقوق پرداخت مي كند اما سهم مردم بومي آن(مانند مسجد سليمان،ماهشهر،عسلويه و غيره) بايد آلودگي و گرفتن انواع سرطان ها و فرزندان ناقص الخلقه باشد چرا دولت كه منابع آنها را برداشت كرده و در شهرهاي مركزي ايران هزينه مي كند ضرر رسيده به بوميان را پرداخت نميكند. افزيش ساليانه بودجه دولت و سرمايه گذاري آن بر خلاف اصل 44 قانون اساسي است و تورم آن دامن همه مناطق از جمله مناطق محروم كه از نظر سرمايه گذاري كمتر بهره برده اند را ميگيرد اما مناطقي كه سرمايه گذاري شده است هم اشتغالزايي برايشان شده هم مردم آن منطقه پول و ثروت در جيبشان رفته و هم داراي صنايع شده اند اما تورم حاصل از آن براي همه است. همچنين اگر سرمايه گذاري در زمينه يا منطقه اي باشد كه به بهره برداري با سود خالص مثبت نرسد كه بتواند هزينه هاي پرداخت شده دولت را به خزانه دولت برگرداند اين سرمايه گذاري با شكست روبرو شده و فقط باعث افزايش نقدينگي و تورم شده است بنابراين سرمايه گذاري به تنهايي كفايت نمي كند و حتي ممكن است ضرر هم داشته باشد، مانند توليد گوشي همراه كه با توجه به اينكه تكنولوژي آن در دنيا به سرعت و در فاصله هاي زماني كوتاه در حال ارتقا است و مدل هاي جديد مي آيد و توليد كنندگان داخلي قادر نيستند در فاصله زماني كم توليدات خود را ارتقا دهند بنابراين نتوانستند با توليد كنندگان خارجي رقابت كرده و در نتيجه با شكست مواجه شديم. همچنين اگر هدف از توليدات يك محصول صادرات باشد هر چه به درگاه هاي صادراتي نزديكتر باشد هزينه صادرات و قيمت تمام شده كالا كاهش و قدرت رقابت با محصولات خارجي افزايش مي يابد. راه حلهایی که می تواند بخش زیادی از مشکلات را حل کند انتقال پايتخت به جنوب ،ايالتي شدن و غیره دولتی شدن کشور است كه هم موجب رقابت و پيشرفت شهرها مي شود و هم دولت زير سوال نمي رود، و نواقص نیز اصلاح می شود. و مسئول عقب ماندگي هر منطقه خود مردم و مسئولان همان منطقه خواهند بود. بسياري از كشورهاي جهان بدون داشتن نفت و گاز خيلي بيشتر از ايران پيشرفت كرده اند ما با وجود داشتن منابع عظيم نفت و گاز و غيره اگر به توفيقي هم دست پيدا كنيم كار خارق الغاده ايي نكرده ايم، هر كاري در ابتدا با سختي هايي روبرو است اما با تحمل و تلاش به مرور زمان برطرف مي شود. بايد مواظب بود كه وحدت جامعه به هم نخورد و خداي نكرده شاهد جنگهاي داخلي كه بعضي وقت ها در گوشه و كنار ايران به چشم مي خورد دامن مناطق وسيع تر را نگيرد، این احتمال وجود دارد که خدای نکرده شاهد تکرار حوادثی مانند کردستان و بلوچستان در مناطق لرنشین نیز باشيم که باید با تدبیر و قبل از وقوع حادثه جلو آنرا گرفت. ایران از اقوام و استان های گوناگونی تشکیل شده است ما باید به دیگر اقوام (لر و ترک و غیره) و دیگر استان ها (خوزستان،فارس،مشهد،شمال ایران و غیره) اجازه تشکیل دولت را بدهیم حتی اگر در برخی موضوعات نیز با ما اختلاف نظر داشته باشند تا زمانی که از انقلاب و نظام عبور نکرده اند نمی توان آنها را از صحنه خارج کرد و باید در برخی موارد کوتاه بیاییم هدف بايد حفظ نظام و انقلاب و كشور باشد نه شخص يا مكان خاصي، چهار سال و هشت سال دوره کمی نیست و یک عمر است خاتمی در این دوره باید از جناب آقای کروبی که در دوره اصلاحات کنار رفت و از خاتمی حمایت کرد حمایت می کرد با حضور خاتمی جبهه اصلاحات به دو شقه تبدیل شد و وحدت به هم خورد . باید با کمک هم تلاش کنیم که حکومت به جنوب منتقل شود تا شاهد کاهش هزینه های کشور و پیشرفت آن باشیم باید صنایع و شهرک های جدید همگی در جنوب و همچنین بر روی رشته کوههای زاگرس که هم به دریا نزدیک تر هستند و هم از نظر آب و هوایی نیز جزء منطقه مدیترانه ای ایران می باشند سرمایه گذاری شود تا با مهاجرت افراد به جنوب پراکندگی جمعیت ایران اصلاح شود و ايران كه به كشوري هزينه بر تبديل شده است به استانداردهاي جهاني نزديكتر شود و اولويت دوم سرمايه گذاري بايد شهرها و استانهاي مرزي با توجه به موقعيت و پتانسيلي كه دارند باشد تا هزينه صادرات و واردات كاهش يابد وبسياري از مناطق مرزي ايران نيز از نظر آب و هوايي بهتر از مناطق مركزي ايران مي باشند با اين تدبير مي توان حتي ايران را توسعه داد همان كاري كه كردها با خريد زمين و خانه در شهرها و مناطق اطراف خود انجام مي دهند و وسعت قلمرو خود را افزايش مي دهند و در حال عبور از درياچه وان و حركت به سمت درياي سياه هستند حکومتهای شمالی معمولا تاریخ نشان داده که با مشکل روبرو هستند و تاريخ نشان داده كه با گذشته زمان با سر كار آمدن حكومت هايي ضعيف قسمت هايي از كشور جدا شده اند. كه با اصلاح آن شاهد تكرار مجدد چنين حوادثي در آينده نباشيم . اگر اين كار توسط نيروهاي انقلابي و وفادار به نظام انجام گيرد با كمترين هزينه اصلاح مي شود اما اگر نيروهاي مخالف نظام بخواهند اين كار را انجام دهند معلوم نيست با چه مشكلات و هزينه هايي مواجه شويم و چه مقدار امتياز بدهيم . هر چیز استاندارد و راهی دارد که اگر از راه دیگری وارد شویم یا به مقصد نمی رسیم یا با هزینه ها و زمان زیادی به آن خواهیم رسید. شايد يكي از مهمترين عواملي كه شوروي سابق بعد از جنگ جهاني دوم و در جنگ سرد و اقتصادي با غرب شكست خورد همان دوري شهرهاي پرجمعيتش از آبهاي آزاد و قرار گرفتن آن در مناطق سرد باشد كه هزينه هاي زيادي به آن كشور تحميل مي كرد و قيمت تمام شده توليدات آن بيشتر از كشورهاي غربي ميشد مشكلي كه هنوز برخي شهرهاي روسيه با آن مواجه است شوروي تنها كشوري بود كه در جنگ زميني از آلمان شكست نخورد و مردم يكي از شهرهاي آن حاضر شدند كه گوشت مرده هاي خود را بخورند اما تسليم آلماني هايي كه آنها را محاصره كرده بودند نشوند اما بدليل برخي مشكلات در جنگ سرد شكست خوردند. با آرزوي موفقيت براي شما و كليه خدمتگزاران به اسلام و انقلاب و ايران.

امين : من به عنوان يك مسلمان، و طرفدار آقاي خامنه اي به عنوان يك تو دهني به امسال آقا نيما كه اراجيفي بيش در صحبت هايشان نگفته اند اعلام مي كنم كه فهم و شعور آقفاي خامنه اي ، حداقل از امثال جنابعالي بيشتر است. ايشان مدافع آقاي احمدي نژاد است. پس لطفا ديگر اراجيف گويي نكنيد.




 
بحث آزاد
پر بيننده ترين مطالب

یادداشت ها و مقالات
پدیده گرد و خاک و سیاست گرد و خاک
دکتر ابراهیم حاجی دولو- دانشیار دانشکده مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز
دغدغه های مردم پس از حضور میرحسین
پروانه ولوی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز

چراآمد؟ چرا رفت؟
قاسم اميری
رودررویی " شهد وشهید " در رسانه ملی
 دکتر حسن دادخواه ، دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز
مصاحبه و گزارش
در دوره اصلاحات تندروی نداشتیم
گفتگو با احمد زید آبادی 
در جست وجوی حقيقت
گفتگو با پروفسور سید حسین نصر
شکست احمدی نژاد شکست اصولگرايان راديکال
گفتگوی روزنامه اعتماد با صادق زیبا کلام