کد خبر: 1159 تاریخ ارسال:۰۳:۸ سه شنبه ۱۴ آبانماه ۱۳۸۷
دکتر ولی الله شجاع پوریان *
فریاد استغاثه مردم به گوش هر ناشنوایی رسیده است
تغییر فضای موجود ؛ چرا و چگونه ؟

به یقین خسارات سنگینی که در طول 3 سال گذشته از رهگذر مدیریت دولت نهم در عرصه های مختلف بر پیکره کشور وارد شده است ، در کوتاه مدت جبران پذیر نیست .
برای بیان روشن تر و تصویر دقیق تر دامنه تخریب ها و آسیب هایی که در بخش های مختلف به وقوع پیوسته ، کافی است به نقد و نظرها ، فریاد و فغان های متولیان ، دست اندرکاران صنوف و حوزه های متعدد گوش فرداد تا به عمق زیان ها و آسیب هایی که به حرف و معیشت آنان وارد شده است ، پی برد .

در بخش تولیدات صنعتی و فرآورده های کشاورزی به دلیل دخالت های ناروای دولت از یک سو و واردات بی رویه اجناس و اقلام مشابه از سوی دیگر ، غالب تولیدگران و کشاورزان به مرز ورشکستگی رسیده اند .
رویکرد تنگ نظرانه و دخالت های سلیقه ای و تبعیض های ناروا در عرصه سینما ، هنر ، کتاب و نشر ، سینما گران ، نویسندگان و ناشران را به بن بست و اوج نارضایتی و نگرانی رسانده است .
در دانشگاه ها نسبت به استادان و دانشجویان بی حرمتی روا شده که در پیش از انقلاب نیز نظیری برای آن یافت نمی گردد .

بازنشستگی اجباری استادان فرهیخته ، محروم کردن دانشجویان زبده از ادامه تحصیل ، تبعیض جنسیتی در ورود به دانشگاه ها و همچنین بی توجهی به مطالبات فرهنگیان و برخورد با فعالان صنفی ، نمونه هایی از اقدامات بی نظیر در دولت نهم درباره اقشار فرهیخته جامعه ایران بوده است .
در عرصه سیاست خارجی علاوه بر رویکرد و کاربردهای مغایر با منافع ملی از دولت نهم رفتارهایی سر زد که اسباب تحقیر ملت بزرگ و با تمدن دیرینه ی ایران را فراهم آورده است . در حوزه داخل ، دولت نهم منهج و مسیری را پیشه کرد که هیچکدام از دولت های پیشین نپیمودند .

از تسویه با گذشته انقلاب و سیاست ها ، مدیران و سرمایه های انقلاب گرفته تا ترویج خرافات و برداشت های انحرافی از دین و سوء استفاده از مقدسات و احساسات مذهبی ، از داعیه ماموریت اصلاح جهان گرفته تا افزایش بی رویه قیمت ها و بالا رفتن هزینه زندگی مردم .
از ارائه آمارهای نادرست و متناقض گرفته تا ادعاهای عجیب و غریب و اصرار به انجام کارهای ناشده ، از بی ثباتی و تغییر مکرر مدیران و فرافکنی ها و اتهام زنی ها گرفته تا تغییرات پیاپی در سیاست ها و پیشه کردن روش آزمون و خطا و ...

متاسفانه این دولت با شیفتگی افراطی به خود و بدبینی افراطی به هر کس که در حوزه دولت نهم نمی گنجید ، اعم از اصلاح طلب و اصولگرا ، گوش خود را بر نقدهای دلسوزانه بست و بر پیمودن روش ها و تکرار خطاها اصرار ورزید و کشور را به وضعیت نابسامان کنونی رساند که فریاد استغاثه مردم به گوش هر ناشنوایی رسیده است .
به هر حال امروز وضعیت آشفته کشور در عرصه های مختلف نه تنها اصلاح طلبان و رقبای احمدی نژاد بلکه غالب اصولگرایان و هم پیمانان دیروز او را به این باور رسانده است که برای نجات کشور و عبور نظام از شرایط بحرانی ، باید چاره اندیشی و تدبیری کرد .

برای اولین بار در تاریخ رقابت های ریاست جمهوری ، بیش و پیش از جناح رقیب ، همفکران رئیس جمهور کنونی در اندیشه رقابت با او به سر می برند . این وضعیت نشان می دهد با وجود تاخیر و تحمل هزینه های هنگفت بر این ملت خوشبختانه برای برملا شدن ضعف مفرط دولت نهم در میان جناح های سیاسی کشور و دلسوزان نظام همدستانی پیدا شده و دفاع از عملکرد این دولت ناممکن گشته است .
بدون تردید ، شرایط کشور به مرحله ای رسیده است که اگر تغییر و اصلاحی در روند مدیریت موجود رخ ندهد ، آینده و حال نظام و کشور در معرض لطمات بیشتری قرار خواهد گرفت . از این رو تلاش موثر همه کنشگران جامعه به ویژه گروه های مرجع و تاثیرگذار ضرورت بیشتری می یابد .

اصلاح طلبان نیز که همیشه به سربلندی و اقتدار ایران و انقلاب اسلامی می اندیشند ، به رغم نگرانی هایی که در زمینه سلامت انتخابات و امانت داری از آرای مردم دارند ، مسوولیت بیشتری برای ایجاد تغییر و انجام نقش تاریخی خود در تحولات کشور احساس می کنند و نسبت به عقبگرد و توقف روند توسعه مملکت و برگرداندن کشور به مسیر منطقی و عقلانی گذشته بی تفاوت نبوده و با برنامه ریزی سنجیده و کسب تجربه از گذشته به فعالیت انتخاباتی روی می آوردند شعار تصحیح روند مدیریت کشور و انجام تغییرات لازم متناسب با آن برای رسیدن به شرایط پیشرفت کشور و بهبود وضعیت جامعه و افزایش رفاه و معیشت مردم ، همراه با رعایت حقوق شهروندی و مدنی و تکریم آنان را سرلوحه برنامه و شعارهای انتخاباتی خود قرار داده اند .

البته اصلاح طلبان برای رسیدن به موفقیت و کامیابی حتمی در انتخابات پیش رو ضرورت ها و الزاماتی دارند که باید به آنها اهتمام ورزند .
نخست اینکه از همه ظرفیت ها و توان تشکیلاتی و حزبی گروه های اصلاح طلب برای نقد صحیح و منصفانه و مستدل وضعیت کنونی جامعه بهره جویند .

بسا به دلیل برخورداری دولت از رسانه های متعدد به ویژه صدا و سیما که مردم را زیر بمباران تبلیغاتی خود گرفته است ، حضور بخش هایی از جامعه به ماهیت شعارهای فریبنده دولت پی نبرده باشند یا از عمق آسیب هایی که در سنوات اخیر بر کشور رفته است ، اطلاع کافی نداشته باشند بنابراین باید از همه ظرفیت ها و فرصت ها برای نقد عالمانه و مقایسه و مقارنه عملکرد این دولت و دولت اصلاحات به رغم نابرابری این دو در برخورداری فراوان از درآمدهای ارزی و حمایت های بی نظیر از آن مدد گرفت .

جلسات مناظره و نقدها از محافل دانشگاهی و روشنفکری و از سطح رسانه ها و نخبگان به درون جامعه و متن مردم برده شود . پیش و بیش از اصرار به تعیین کاندیدای واحد ، وقت و انرژی جبهه اصلاحات مصروف روشنگری و نقد عملکرد و سیاست های پرخطای دولت نهم گردد .

همچنین برای تحریک بخش های خاموش جامعه که در کلان شهرها از مرز 70 درصد گذشته است نیاز به برنامه ریزی دقیق و همه جانبه هست . تردید نباید کرد که موفقیت اصلاح طلبان در گرو فعال شدن بخش های خاموش و منفعل جامعه و تقویت و گسترش مشارکت مردم خواهد بود .
استفاده و بهره گیری از روش های علمی در تبلیغات و توجه به روانشناسی جامعه ایران امری لازم و بایسته است .

مردم به هر طریق باید اطمینان یابند در صورت پیروزی مجدد اصلاح طلبان زمینه تحقق بیشتر مطالبات و حقوق آنان فراهم خواهد شد . یافتن راهکارهایی برای کسب اعتماد دوباره مردم که سرمایه اصلی اصلاحات هستند باید از اولویت های اساسی همه شخصیت ها و تشکل های اصلاح طلب باشد .

همچنین برقراری ارتباط بیشتر و گسترده میان رهبران اصلاح طلب در سطح احزاب و هواداران آن ، برگزاری همایش های مشترک در سطح مرکز و استان ها برای ایجاد همگرایی و تقویت روحیه مردم و ناکام کردن استراتژی تفرقه افکنی میان اصلاح طلبان از ضرورت های شرایط کنونی است .

تردیدی نیست خاطره پراکندگی و چندپارگی جبهه اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری گذشته و ناکامی آنان به رغم برخورداری از آرای بیشتر ، هنوز ذهن و روح هواداران این جریان فکری را می آزارد و بسا عزم آنان را برای فعالیت و حضور بیشتر سست می کند .
از این رو برای دستیابی به نامزدی واحد که پیروزی آنان را قطعی می نماید ، باید مکانیسمی دقیق تعیین و اعمال گردد .

اطمینان از اینکه در نهایت رهبران و گروه های اصلاح طلب با توسعه یافتگی و از خود گذشتگی فرآیند رسیدن به نامزد واحد را با هم اندیشی و تفاهم پشت سر می گذارند ، در ایجاد انگیزه و رغبت برای فعالیت انتخاباتی میان هواداران آنان به غایت موثر و کارگر است .

به هر حال گرچه تغییر در شرایط بحرانی کشور که مستلزم تغییر در مدیریت کنونی جامعه است به دلیل برخورداری دولت از ابزارهای قوی نظارتی ، اجرایی ، مالی و اقتصادی ، بس دشوار به نظر می رسد ولی بهره گیری از برنامه ریزی عالمانه و دقیق و مدیریت انتخابات در این مجموعه اصلاح طلبان از یک سو ، و بهره جستن از عملکرد ضعیف و غیر دفاع دولت نهم و شکاف میان نیروهای رقیب از سوی دیگر و مهم تر از همه تقویت و تحریک مردم برای مشارکت بیشتر در سرنوشت خود ، امری شدنی و دست یافتنی است .

*نماینده مردم بهبهان در مجلس ششم و هفتم
استاد دانشگاه شهید چمران اهواز